6کلاه فکری: کلاه آبی

۲۵ آذر ۱۳۹۸

کلاه آبی، آسمانی است که چتر خود را بر تمام مراحل می‌گستراند. این کلاه ،مدیریت و نظارت بر روند طوفان فکری است که معمولا مدیران پروژه مسئولیت آن را می‌پذیرند و این کلاه را به سر می‌گذارند.

کلاه آبی، آسمانی است که چتر خود را بر تمام مراحل می‌گستراند. این کلاه ،مدیریت و نظارت بر روند طوفان فکری است که معمولا مدیران پروژه مسئولیت آن را می‌پذیرند و این کلاه را به سر می‌گذارند.

در آخرین مقاله از مجموعه مقالات 6 کلاه فکری با هم از کلاه آبی می‌خوانیم، کلاهی که مدیران و تسهیلگران به سر دارند!

 کلاه آبی، کلاه نظارت است. با گذاشتن این کلاه فقط به آسمان‌های بالای سرتان فکر کنید! (یا فقط عقب بنشینید و از کنترل داشتن روی اوضاع لذت ببرید). در میان ۶ کلاه فکری، کلاه آبی کار مدیریت و سازمان‌دهی تفکر را انجام می‌دهد و با امور فراشناختی سر و کار دارد. کلاه آبی در هنگام کار و بحران چنین چیزهایی می‌گوید: «خیلی خب، انتقادهایی که به این برنامه دارید را متوجه شدیم، حالا بیایید کمی ارزیابی مثبت داشته باشیم. کلاه‌های زردتان را روی سرتان محکم کنید و بگویید این جا چه چیزهایی می‌بینید.»

چه کسانی کلاه آبی به سر دارند؟

درست مثل بقیه ۶ کلاه فکری، هر کسی می‌تواند در گفتگو یا کسب و کار، این کلاه را به سر بگذارد، گرچه در بیشتر جلسات، داشتن یک فرد واحد برای پذیرفتن نقش تسهیل‌گر در تمام طول جلسه، مفیدتر است. مدیر یا سرپرست یک واحد یا پروژه، معمولا به طور طبیعی کلاه آبی دارد و این نقش را می‌پذیرد.

کلاه آبی چه فوایدی دارد؟

یک گفتگوی عادی، معمولا همه شیوه‌های فکری را در بر می‌گیرد و در طی آن، انسان‌هایی با روش‌ها و تفکرهای مختلف با هم بحث می‌کنند. یکی از فرایض ضمنی این است که در فرایند بیان و اکتشاف ایده‌ها و حقایق، بهترین راه حل همیشه به شکلی طبیعی انتخاب می‌شود (یا به اصطلاح: راه حل نجات پیدا می‌کند). در حالی که گفتگوها معمولا به نتیجه می‌رسند، ممکن است هر کدام از ما در موقعیت‌های مختلف با ترکیب حقایق، نظرات مختلف و انتقادات و همچنین تفکر خلاق، مسیر حل مشکل را محدود و سخت کنیم. تمام شیوه‌های فکری همیشه به نتیجه‌های مطلوبی نمی‌رسند و از همین رو، وضوح بالقوه و راه‌حل‌های مناسب می‌توانند با روش‌های منظم‌تر به دست بیایند. کلاه آبی این جاست تا به ما کمک کند بیشتر و بهتر از ظرفیت‌های فکری‌مان استفاده کنیم.

کلاه آبی به ما امکان می‌دهد تا:

  • تمرکز کنیم (مشخصا بر بحث و به صورتی واضح و اختصاصی)
  • برنامه‌ها را مشخص و طراحی کنیم
  • (به شکل خلاصه) نتیجه بگیریم و جمع‌بندی کنیم
  • بر بحث نظارت و آن را کنترل کنیم
    اگر ابتدای همه این کلمات را ترکیب کنیم، به واژه FORM یا فرم می‌رسیم: Focus/ Outline/ Results/ Monitoring

اما چطور می‌شود از کلاه آبی بهترین استفاده را کرد؟

کلاه آبی پیش از هر چیز، محل تمرکز و موضوع اصلی گفتگو را مشخص می‌کند
یکی از فواید اصلی کلاه آبی، این است که موضوع گفتگو را برای همه اعضای شرکت‌کننده در آن مشخص و مشکلی که باید حل شود را مطرح می‌کند. فرد کلاه آبی در جلسه این طور چیزهایی می‌گوید:
“بیایید هر کداممان بگوییم که از این تعطیلات چه می‌خواهیم”
“تمرکز گسترده ما بیشتر بر چگونگی افزایش تعداد گیاهخواران در سر تا سر جهان است. تمرکز اصلی اما این است که چطور مدارس را معتقد کنیم وعده‌های گیاهی بیشتری در برنامه غذایی‌شان بگنجانند”.
وقتی از موضوع اصل بحث فاصله می‌گیریم، کلاه آبی به میدان وارد می‌شود تا دوباره تمرکزمان را برگرداند.
“ما این جا ایده‌های زیادی مطرح کردیم، اما آن‌ها ارتباط زیادی با سوال اصلی ندارند. بیایید تمرکزمان را دوباره روی نکته اصلی بگذاریم.” می‌گویند که پرسیدن سوال صحیح، مهم‌ترین بخش تفکر است، و البته می‌تواند سخت‌ترین بخش هم باشد. کلاه آبی، نگران پرسیدن سوال صحیح است.
“بیایید هدف این جلسه را مشخص کنیم. موفقیت برای ما چه معنایی دارد؟”
“چرا بین این دو راه حل به سختی می‌توانیم تصمیم بگیریم؟”

کلاه آبی، برنامه را طراحی می‌کند

کلاه آبی توانایی انجام کارهایی فراتر از هماهنگی میان ۶ کلاه فکری را دارد.
“بیایید در این بحث، نواحی توافق و مخالفت خودمان و مسائل نامربوط را مشخص کنیم”
“باید تمام عوامل مربوط را تحلیل کنیم و همه آن‌هایی را که در طراحی این برنامه آموزشی دخیل هستند، در نظر بگیریم”.
در این بخش از مطلب، با یک مثال بررسی می‌کنیم که کلاه‌های مختلف در یک مباحثه یا جلسه چطور کار را پیش می‌برند. مثال این جلسه، پیروزی در انتخابات است. بیایید ببینیم چطور کلاه‌ها این مشکل را حل می‌کنند.

۱. کلاه آبی

مشکلی که می‌خواهیم حل کنیم دقیقا چیست؟ چه نکات مرتبطی را باید در نظر بگیریم؟ چه کسانی باید در جلسه حضور داشته باشند؟ هر کدام از کلاه‌ها، چه نقشی را به عهده می‌گیرند؟

مثال: چطور می‌توانیم ۳۰۰۰۰ رای به دست بیاوریم؟ چه چیزهایی روی مشارکت رای‌دهندگان تاثیر می‌گذارند؟ چه کسانی از این موارد خبر دارند؟ چه کلاه‌هایی را باید برای حل این مشکل به کار بگیریم؟

۲. کلاه قرمز

اگر بحث به دلیل عصبانیت، ترس یا حسادت اعضای شرکت‌کننده به درازا بکشد، کلاه قرمز وارد کار می‌شود. کلاه قرمز باعث می‌شود احساسات افراد به سطح بیایند و مطرح شوند.

“من احساس می‌کنم این صندلی خالی جدید ما احساسات زیادی را به وجود آورده. حالا بیایید کلاه‌های قرمزمان را بگذاریم و کدورت‌ها را پاک کنیم”. بدون حضور کلاه قرمزی ممکن است افراد از راه‌های دیگری احساساتشان را بروز بدهند. مثلا با تفکر افراطی کلاه سیاهی.

۳. کلاه سفید

واقعیت‌های موقعیت چه چیزهایی هستند؟ دیگر چه چیزهایی باید بدانیم؟

مثال:

“ما باید ۲۰٪ از این رای‌ها را به دست بیاوریم تا پنج صندلی داشته باشیم. مشارکت رای‌دهندگان در سه حوزه آخر رای‌گیری به ترتیب ۴۳، ۴۸ و ۴۱ درصد بوده. حوزه‌های رای‌گیری نشان می‌دهند که اگر امروز انتخابات برگزار شود، ما حدود ۱۷٪ از رای‌ها را به دست می‌آوریم. بودجه ما حدود ۲۰۰۰۰ CHF است. وب سایت ما نمی‌تواند کمپین‌های جمع‌آوری هزینه را به خوبی انجام بدهد، دقیقا نمی‌دانیم امیال چه موضوعاتی برای رای‌دهندگان اهمیت زیادی دارند”.

۴. کلاه آبی

بعد از این که واقعیت‌های مهم تعیین و تبیین شدند، کلاه آبی می‌تواند به ما کمک کند افکارمان را منظم‌تر کنیم.

“حالا که کلاه آبی به سر دارند می‌توانم ببینم که حیطه‌های زیادی به توجه بیشتر ما نیاز دارند. جمع‌آوری بودجه و مشارکت رای‌کنندگان به خودی خود موضوعات مهم و بزرگی هستند. امکان ندارد بتوانیم امروز به همه آن‌ها برسیم، پس پیشنهاد من این است که تیم‌هایی تشکیل بدهیم که به شکل تکی به این مسائل رسیدگی کنند و امروز بر اضطراری‌ترین موضوع تمرکز کنند”.

۵. کلاه زرد

کلاه زرد، در معنای ساختاری خودش فقط می‌تواند ایده‌پردازی کند، و البته ایده‌هایش را خیلی خوب بفروشد.

“بیایید کلاه‌های زردمان را بگوییم و راه‌هایی پیدا کنیم تا آثار جمع‌آوری بودجه خودمان را گسترش بدهیم”.

“می‌توانیم بودجه را به شکل آنلاین و با تمرکز بر مسائل عاطفی جمع کنیم‌. می‌توانیم اعضای ثروتمند حزبمان را شناسایی کرده و به شکل فردی به سراغ آن‌ها برویم. می‌توانیم به همه اعضا نامه بفرستیم و کمک مالی بگیریم”.

۷. کلاه سبز

بعد از همه این مراحل، می‌توانیم از کلاه سبز برای یافتن راه حل مشکلاتی استفاده کنیم که کلاه سیاه آن‌ها را مطرح کرده.

“همه این ایده‌ها محدودیت دارند، اما من ایده نزدیک شدن به افراد اهداکننده و ثروتمند را دوست داشتم. می‌توانیم این ایده را در کلاه سبز بگذاریم؟”

“من همه را به تفکر وا می‌دارم و می‌گویم باید به افراد ثروتمند نزدیک شویم”.

“اگر دوچرخه‌هایی را که محبوب‌ترین مقامات ما سوار آن‌ها می‌شوند به حراج بگذاریم چه؟”

۸. کلاه‌های زرد و سیاه به کمک می‌شتابند

حالا می‌توانیم از این دو کلاه برای منم گرفتن به فرایندها کمک کنیم.

“منافع فروش دوچرخه‌ها برای ما چیست؟”

“اگر این کار را انجام دهیم چه مشکلاتی ممکن است برایمان به وجود بیاید؟”

۹. کلاه آبی

“من همه چیزهایی که امروز گفتیم را خلاصه می‌کنم. برای ادامه کمپین، به شدت به پول نیاز داریم. روش‌های موجود خیلی خوب جواب نداده‌اند پس باید روش‌های جدید امتحان کنیم. فروش دوچرخه‌های مقامات معروف ریسک کمی دارد، هم برای ما پول جمع می‌کند و هم در رسانه‌ها چهره مثبتی از ما ترسیم می‌کند”.

۱۰. کلاه قرمز نهایی

“بیایید نظر همه و میزان رضایتشان از بحث امروز را بشنویم و ببینیم که آیا از این ایده راضی هستند یا نه”.

مراحل و نتایج بیشتر

دانستن این موارد هم می‌تواند مفید باشد:

کنترل و نظارت بر بحث

وقتی بحث شروع می‌شود، همه می‌خواهیم مطمئن شویم که خوب و سازنده پیش می‌رود. در این موقعیت، کلاه ششم یا کلاه آبی مستقیما همین کار را انجام می‌دهد.

“کلاه آبی‌ام را گذاشتم، می‌توانم ببینم که  ظاهراً قرار نیست بین شما دو نفر نتیجه‌ای گرفته شود. چرا برای دیدن نظرات همدیگر، کلاه زرد را به سر نمی‌گذارید؟ این می‌تواند به حل موضوع کمک کند”.

“متاسفم، ولی این تفکر دقیقا شبیه به کلاه سیاه است. بیایید همه به کلاه سفید برگردیم و قبل از همه چیز، حقایق را ببینیم”.

کلاه آبی برای متوقف کردن جدل‌های کاری و کمک به حل آن‌ها هم مفید است.

“جو فکر می‌کند بیشتر مشتریانی که به گیاهخواری رو می‌آورند، به دلیل نگرانی‌شان از سلامت و رفاه حیوانات این کار را می‌کنند. اما ماری باور دارد که آن‌ها صرفا بخاطر توصیه پزشکان برای کاهش لبنیات و گوشت گیاهخوار می‌شوند. هر دو نقطه نظر می‌تواند صحیح باشد. تفکر خلاق کلاه سفید، این جا چه راه حلی به ما ارائه می‌دهد؟”

کلاه آبی، یک کلاه مدیر و رهبر است و قطعا کلیدی برای داشتن بهترین عملکرد در سایر کلاه‌ها. این کلاه، تفکر را رهبری می‌کند. سوال‌های ما را تعریف و روش‌های انتخابی‌مان برای پاسخ به آن‌ها را مشخص می‌کند. تفکرانمان را خلاصه می‌کند. این کلاه همچنین ناظر افراد متفکر است و مطمئن می‌شود که تفکر، کاربردی و سازنده باقی می‌ماند.

خلاصه و نتیجه‌گیری

کلاه آبی، بحث را کنترل کرده و می‌تواند آن را خلاصه کند تا ما متوجه نکات مرتبط در آن بشویم.

“بیایید کار را متوقف و همه چیزهایی که تا الان به دست آورده‌ایم را خلاصه کنیم”

“ظاهراً خیلی نگران هزینه این کمپین هستیم. اما حتی نمی‌دانیم کمپینمان تأثیرگذار هست یا نه. نباید اول این موضوع را بفهمیم؟”

در انتهای زمان تفکر، کلاه آبی کمک می‌کند که نتیجه‌گیری کنیم.

“ما با کلاه زرد به مسیرهای خوب و قابل اجرایی رسیده‌ایم”

می‌توانیم از این موضوع، پول بیشتری برای صندوق حزب به دست بیاوریم. چطور است از کلاه سبز بخواهیم ده دقیقه‌ای چند ایده بدهد و بعد آن‌ها را تحت بررسی کلاه سیاه قرار بدهیم و ببینیم کدام یکی را بیشتر از همه دوست داریم؟” “به نظر می‌رسد که از همه گزینه‌هایمان استفاده کرده‌ایم. ایده ویدیو جدید طنز بیشترین رای را آورد. بیایید همین را ادامه بدهیم”.


این مقاله ترجمه شده توسط آژانس ارتباطی مثبت منفی می باشد و کپی آن با درج نام این مجموعه بلامانع است